قهرمان ميرزا عين السلطنه
7242
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
احمد آقا خان احمد آقا خان پولها گرد كرده در طهران عيش مىكند ، عمارت مىسازد ، و ملك و مستغل خريدارى مىكند . مىگويند چندين كرور پول ، جواهر و اشياء نفيسه فراهم نموده است . هفتاد گارى مخلفه و غيره اين سفر كه طهران آمد آورد . يزدانپناه مرتضى خان حاكم طهران پس از آنكه رئيس الوزراء رئيس عاليهء كل قوا شد ، رياست لشكر مركز به او برگذار گرديده با مشاغل سابقه . كريم آقا خان كريم آقا خان تيپ عراق هم ضميمهء ساير مشاغلش شد . مىگويند ماهى شانزده هزار تومان از نقليه ، قشون و بنائى قشون دخل اوست . . . « 1 » مىگفت مقاطعه داده است . تمام مكنت ايران نزديك است در يك نقطه تمركز يابد . آيرم عبد اللّه خان امير لشكر شمال و حاكم آذربايجان را احضار كرد ، ليكن اهالى مانع شدند . ظاهر چيزى نگفته ليكن خيلى از اين فقره كوك است كه بالاى حرف او حرفى زده شده است . به جاى او محمد حسين خان « 2 » كه رشت است بنا بود برود . اين محمد حسين خان مثل فرعون در رشت حركت مىكند . به هزار اسم از برنج ، از آدم ، از خر ، از سگ ، از امتعه ، توتون ، گاو ، گوسفند ، پول به اسم بلديه و تعمير شهر دريافت مىكند . احدى قدرت سؤال ندارد كه اين پولها چه مىشود . از ترس هفتهاى چند تلگراف رضايت مىكنند كه خود آن تلگرافات اگر حسى باشد دليل ظلم و ستم اوست . مراسم زنانهء عيد - فالگوش چهارشنبه 21 شعبان ، 28 حوت - ديشب هم از عصر تا پاسى از شب در شهر هنگامهء زنها و دخترها بود . اول حكايت گذشتن و دخيل بستن توپ مرواريد بود . بهطورى كه آژان خيابان و ميدان را از مرد خالى [ كرد ] و به دست زنها داد ، آنقدر هجوم آورده بودند . عبور مرد به كلى قدغن شد . شب هم حكايت قاشق زدن پشت درها و فالگوش و غيره و
--> ( 1 ) - ناخوانا . ( 2 ) - محمد حسين خان آيرم رئيس نظميهء بعد . ( م . سالور )